Blog

بازگشت به Blog
ارسال شده توسط: sormeyli نظرات: 0

هوش از دیرباز تا الان

هوش دقیقاً چیست؟

"<yoastmark

هوش یکی از موضوعات مورد بحث در روانشناسی است ، هیچ تعریف استاندارد از آنچه دقیقاً آن را تشکیل می دهد وجود نداره.

برخی محققان اظهار داشته ان كه هوش یك توانایی واحد و كلی است، در حالی كه برخی دیگر معتقدند كه آن شامل طیف وسیعی از مهارتها ، و استعداد ها ، توانایی های ذهنی مختلف از جمله منطق، استدلال ، حل مسئله و برنامه ریزی است. در حالی که موضوع هوش یکی از بزرگترین و سنگین ترین تحقیقات است، همچنین یکی از مباحثی است که بیشترین بحث و جدال را ایجاد می کند.

به منظور به دست آوردن درک عمیق تر ازهوش و آزمایش هایی که درتلاش برای سنجش این مفهوم انجام شده است ، شناخت تاریخچه آزمایش هوش ، تحقیقات علمی انجام شده و یافته های پدید آمده حائز اهمیت است.

 

 

اصطلاح “هوشیار اطلاعاتی”:

اصطلاح “هوشیار اطلاعاتی” یا ضریب هوشی (IQ) برای اولین بار در اوایل قرن بیستم توسط یک روانشناس آلمانی به نام ویلیام استرن ابداع شده است.

روانشناس آلفرد بینت اولین آزمایش های اطلاعاتی را برای کمک به دولت فرانسه برای شناسایی دانش آموزان مدرسه ای که به کمک های اضافی دانشگاهی نیاز داشتند ، انجام داد.

بینت اولین کسی بود که مفهوم سن ذهنی یا مجموعه ای از توانایی هایی را که کودکان در سن خاصی از آن برخوردار هستند ، معرفی کرد.

 

طبقه بندی اطلاعات

روشی که محققان مفهوم هوش را تعریف کردن  از زمان تولد روانشناسی بارها اصلاح شده است. روانشناس انگلیسی ، چارلز اسپیرمن معتقد بود که از یک عامل کلی به نام g تشکیل شده است که می تواند در بین افراد اندازه گیری و مقایسه شود.

اسپیرمن بر مشترکات میان تواناییهای مختلف فکری متمرکز شد و آنچه را که منحصر به فرد است ، تأکید کرد. با این وجود مدتها قبل از پیشرفت روانشناسی مدرن ، فیلسوفان باستان مانند ارسطو دیدگاه مشابهی داشتند.

روانشناسان دیگر معتقدند که به جای یک عامل واحد ، مجموعه ای از توانایی های متمایز است.

در دهه 1940 ، ریموند کاتل نظریه ای را ارائه داد كه هوش عمومی را به دو مؤلفه تقسیم می كرد: متبلور و سیال.

 

هوش تبلور:

عنوان دانش اکتسابی و توانایی بازیابی آن مشخص میشه. وقتی اطلاعات را یاد می گیرین ، به یاد می آورین، از هوش تبلور استفاده می کنین.

 

 هوش سیال:

شامل توانایی دیدن روابط پیچیده و حل مشکلات است. حرکت به سمت خانه خود بعد از اینکه در یک مسیر ناآشنا به دلیل ساخت و ساز از جاده جدا شوید، باعث میشه تا اطلاعات سیال شما جلب شود. به شما کمک می کنه تا با چالش های پیچیده و انتزاعی در زندگی روزمره خود مقابله کنید، در حالی که هوش متبلور به شما کمک می کند تا بر مشکلات غلبه کنین .

 

نظریه های هوش:

محققان مختلف نظریه های مختلفی را برای توضیح ماهیت هوش ارائه داده اند. در اینجا برخی از تئوری های مهم که در طی 100 سال گذشته پدید آمده اند:

چارلز اسپیرمن: هوش عمومی

روانشناس بریتانیایی چارلز اسپیرمن ، مفهومی را که او از آن به عنوان هوش عمومی یا عامل اصلی یاد می کنه، توصیف کرد .

اسپیرمن پس از استفاده از تکنیک معروف به آنالیز عاملی برای بررسی برخی از آزمون های استعداد ذهنی ، نتیجه گرفت که نمرات این تستها به طرز چشمگیری مشابه است.

افرادی که در یک تست شناختی عملکرد خوبی داشتن ، تمایل داشتن که در سایر آزمون ها نیزعملکرد خوبی داشته باشن ، در حالی که افرادی که در یک آزمون نمره خوبی کسب کرده بودن، تمایل داشتن که در سایرین نمره بدی کسب کنند. ویک نتیجه گرفت که هوش یک توانایی شناختی عمومی است که می تواند اندازه گیری و بیان عددی شود.

 

هوارد گاردنر: هوش های چندگانه

یکی از ایده های اخیر که ظهور کرده است ، نظریه هوارد گاردنر درباره چندین هوش است. گاردنر به جای تمرکز بر تجزیه و تحلیل نمرات آزمون ، بیان کرد که عبارات عددی هوش انسانی ، مانند آزمایش IQ ، یک تصویر کامل و دقیق از توانایی های افراد نیست.

نظریه اش هشت نوع مجزا از هوش را بر اساس مهارت ها و توانایی هایی که در فرهنگ های مختلف ارزش دارن ، توصیف می کنه.

 

هشت نوع هوش اطلاعاتی که گاردنر شرح داده شده است عبارتند از:

1.بصری – مکانی 2.کلامی-زبانی 3.هیجانی بدن 4.منطقی-ریاضی 5. بین فردی 6. موسیقی 7.درون فردی 8.طبیعت گرایانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بازگشت به Blog

‌ ‌‌ همکاری با اساتید محترم برای برگزاری دوره های آموزشی ‌

عالی آموز ‌مهارت هایت رو عالی بیاموز. ‌

با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما